زين العابدين شيروانى

570

بستان السياحه ( فارسي )

اثنى عشرى و از فسق و فجور بريند راقم مكرّر ديده آنجا را و بصحبت جمعى از مردم آنجا رسيده است اهل حال در آن قريه مشاهده كرديده است آن قريه از قصبه بسطام نه فرسخ دور و فواكه سردسيريش موفور است ذكر ميمند نام چند موضع است اوّل ميمند فارس و آن قريه‌ايست قصبه مانند و محلّى است دلپسند از مدينه شيراز هفده فرسخ دور قرب هفتصد باب خانه در اوست و چند قريه مضافات اوست آبش خوب و هوايش مرغوب و مردمش شيعىمذهب و خوش‌مشربند و بزركان آنجا به صفت مردمى موصوف و به غريب‌نوازى معروفند آن ديار وقف سركار امامزاده احمد بن موسى الكاظم ع است دويّم ميمند كرمان و آن قريه‌ايست خرّم بنيان در يك‌منزلى شهر بابك در كوهسار واقع و بيوتات آن قريه همكى از سنك تراشيده‌اند قرب دويست خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست و لحوم و لبنيّات آنجا ممتاز است مردمش اكثر شيعىمذهبند امّا جبلىمشربند سيّم ميمند زابل است و حسن ميمندى كه وزير سلطان محمود بوده از اين ميمند ظهور نموده است ذكر ميمنه بعضى كويند قصبه‌ايست از توابع توران و برخى كويند از ديار زابلستان است راقم نديده و مردمش نيز مشاهده نكرديده مكر آنكه در كتب ديده و از مردم شنيده است ذكر ميرپور قصبه‌ايست معمور از قصبات پنجاب و محلّى است مسرّت‌مآب در ميان كوهستان واقع و جوانب آن فىالجمله واسع است جنكلهاى پردرخت و مسالك سخت دارد آبش خوش‌كوار و هوايش سازكار است و قرب دو هزار باب خانه در اوست و قراى معموره مضافات اوست مردمش اكثر مسلمان و حنفىمذهب و ديكر هندوان و حكومتش بدست سنكان است راقم دو سه روز در ميرپور بوده و با خلقش مجالست نموده و آن ما بين شهر لاهور و ملك كشمير اتّفاق افتاده است ذكر ميرزا بلوكى است از كشور فارس و از توابع دشتستان و هوايش كرم و آبش كم و زراعتش موقوف به رحمت خداوند اكرم است كويند چند پاره قريه دارد راقم نديده امّا بقرب آنجا رسيده است كلشن بيست و پنجم در بيان حرف نون بر ضماير ارباب معارف و سراير اصحاب لطائف پوشيده و مخفى نماناد كه محرّر اين كلمات و مقرّر اين مقالات سيّاح عالم فانى الحاج زين العابدين شيروانى در حرف نون آنچه ديار ديده و امصار شنيده در اين دفتر ثبت مىنمايد ذكر نابلس بالنّون مع الألف و ضمّ باء و لام و سكون سين قصبه‌ايست دل‌نشين قديم الايّام شهرى بوده و بمرور ازمنه روى به خرابى نموده اكنون قرب دو هزار باب خانه در اوست و قراى چند مضافات اوست آبش كم و هوايش خرّم و زراعتش موقوف به رحمت الهى است و آن قصبه از توابع جند اردن و از ملك شام است و ما بين دمشق و بيت المقدس اتّفاق افتاده و سه طرفش كرفته و جنوبش فىالجمله كشاده است فواكه سردسيرى و كرمسيريش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزانست مردمش قوم عرب و عموما شافعىمذهب و سفيدرخسار و از متاع حسن و جمال برخوردارند شيخ عبد الغنى شارح فتوحات از آنجا بوده و در قريهء صالحيّه آسوده در زمان سلطان سليمان خان ظهور نموده و شرحى بر فصوص نيز مرقوم فرموده است به اعتقاد راقم به آن خوبى كسى بر فصوص شرح ننوشته است و ديوان و اشعار آن بزركوار در بلاد مصر و شام مشهور و بين العرفاء مذكور است راقم چند روز در نابلس بوده و با چند نفر از علماء آنجا معاشرت نموده است ذكر ناصره بر وزن باصره قريه‌ايست قصبه مانند و محلّى است خاطرپسند قديم الزّمان شهرى بوده بمرور ايّام خراب شده اكنون قرب پانصد باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست آن قريه از جند اردن و از توابع بيت المقدّس است و سمت شمالش واقع و در دامن كوه اتّفاق افتاده و طرف شمالش كرفته و ساير اطرافش كشاده است آبش كم و هوايش خرّم و از ميوه‌ها انجير و انكورش ممتاز و خلق آنجا غريب‌نواز و اكثر عيسوى و قليلى شافعىاند در كتب اخبار آمده كه چون كتاب انجيل حضرت عيسى ع در شهر ناصره نازل شد بنابرآن امّت آن حضرت را نصارى و نصرانى مىكويند فقير در كتب تواريخ ديده كه آن حضرت از ناصره بوده و در آنجا تولّد نموده بدين سبب است كه پيروان آن جناب را نصارى و نصرانى مىخوانند و اللّه اعلم بحقايق الأمور ذكر نائين قصبه‌ايست دل‌نشين از قصبات اصفهان و محلّى است مسرّت‌توامان در زمين هموار واقع و جوانب آن واسع است و قرب دو هزار باب خانه در اوست و قراى معموره مضافات اوست آبش خوب و هوايش مرغوب آن قصبه در راه يزد و كاشان اتّفاق افتاده و اكثر مشتهياتش مهيّا و آماده است از اصفهان چهار مرحله دور و فواكه سردسيريش موفور است مردمش شيعهء اماميّه‌اند